الشيخ رسول جعفريان

1079

رسائل حجابيه (فارسى)

مردم و حق خداداد آنان را سلب مىكند ؛ بزرگ‌ترين و رشيدترين و پاك‌ترين شخصيت‌هاى دينى و حسّاس‌ترين و زنده‌ترين اعضاى پيكرهء روحانيت و هيكل تقوا آيت الله كاشانى را مثل بىشرف‌ترين دزدها نيمه شب از نردبان به خانه‌اش ريخته ، سدّ مصونيت بىچون و چرا و عظمت او را شكسته ، پس از وارد كردن صدمات فجيعى كه منجر به استفراغ خون مىشود ، در آن دل شب او را از بالين زن و بچه‌اش به نقطهء نامعلومى حركت داده و بدون هيچ‌گونه دليلى ميليون‌ها مسلمان علاقمند غيور را در فراق ايشان سوخته و متأثّر مىكند ؛ و در نتيجه مجلس قلابى مؤسّسان را خلق نموده و حق حاكميّت مردم و حكومت ملى را در دهان خطر ( اژدهاى انحلال ) مىاندازد . اين‌ها يكى از ميليون‌ها فجايع آن روبه صفتانى است كه دست مكر و حيلهء آن‌ها تا به حال چندين مرتبه ، بشر را در امواج خون غوطه‌ور نموده و هنوز ريشهء موجوديت نسل آدم را به سرعت مىجوند . اين‌ها يكى از عوام‌فريبىهاى آن دستهء جنايتكارى است كه پس از قرن‌ها قتل و فساد و غارتگرى ، تازه ملّت‌ها به ضرر و خطر آن‌ها پى برده و آنان را براى هميشه به آخرين نقطهء غرب مىرانند ؛ ولى متأسّفانه ملت خاكسترنشين ما هنوز از خواب خرگوشى بيدار نشده و دسيسه‌بازىهاى او را نصايح مشفقانه پنداشته ، و نمىداند كه با يك قيام جدّى مىتواند عميق‌ترين ضربت‌ها را بر اين سياست فرسوده فرود آورد ، و دست جنايتكار او را براى هميشه از جان و مال و دين و عقيده و شرف و استقلال و حاكميت و سيادت خود كوتاه كند . آقاى منوچهرخان ! چرا قوانين موضوعه اين لكه‌هاى ننگ دامن انسانيّت يا قانون تساوى حقوق زن و مرد را كه معلوم نيست روى چه اغراضى تصويب شده ، به رخ اسلام و قرآن مىكشيد ؟ چرا از افكار و عقايد فلاسفه و دانشمندان بىغرض و بىنظر همين ملت‌ها كه زنان را از جهات عديده‌اى محكوم به اراده مردان مىدانند ، حجّت و دليل نمىآوريد ؟ فيلسوف پرودون در كتاب خود مىگويد : همان‌طور كه عقل زن ضعيف‌تر از مرد است ، وجدانش نيز كمتر از مرد است ؛ آنچه را كه عقل مرد به حسن و قبح او حكم كند ، عين آن نيست كه عقل زن به حسن و قبح آن حكم مىكند ؛ يعنى عقل زن به حدّ كمال نيست . هميشه عنصر زن در افراط و تفريط است و هيچ‌وقت با اعتدال و ميانه‌روى سر و كارى ندارد . امتيازات شخصى را بيشتر پرستش مىكند و عمل به عدالت را در حق خود كار مشكلى مىداند . عدالت و طبيعت هر دو حكم مىكنند كه زن بايد در دايرهء حكم و اطاعت مرد باشد . حاصل اين نظريه آن است كه تساوى جنسين در حقوق و مداخله كردن زنان در امور سياسى و پر مسؤوليت باعث فساد و ضعف و انقراض جامعه است . تولستوى مىگويد : محض صلاح و سعادت جامعه ، بر هر فرد لازم است مراقبت حال